ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
493
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
ناحيهاى دارد . نوبهء ربع در مقام قياس در تهران و در مناطق ساحلى درياى خزر كمتر است تا در اصفهان و شيراز . از يك طرف اين بيمارى با سرسختى تمام ظاهر مىشود و دائم عود مىكند و از طرف ديگر خيلى كم بدن را ضعيف مىكند . معمولا به دنبال تبى گذرا و يك روزه يا سه روزه بروز مىكند و سراسر زمستان پايدار مىماند . تبديل آن به تب سه روز در ميان ، و روزانه ، علامت بهبود بيمار است . تب يك روزهء مكرر و پشتهم مىتواند نشانهء حملات اوليهء تبلرز باشد ؛ چه اگر هنگام عرق كردن درست از بيمار مراقبت نشود ، به خوبى پرهيز نكنند يا ساير عوارض بيماريهاى بومى و واگير هم مزيد شود ، ديگر بلافاصله بيمارى تبديل به تبلرز مىشود . من كه به اين مطلب واقف بودم ايرانيان را به محض بروز كوچكترين نشانههاى تب مجبور مىكردم چندين روز در اتاق بمانند و سخت در خوراك پرهيز را رعايت كنند . از عوارض و ناراحتيهاى گوناگونى كه همراه يا متعاقب تبلرز ظاهر مىشود اينها را مىتوان نام برد : بثورات جلدى قرمز « 51 » در جريان مداومت مرض نشانهء خوبى است . كهير با تبهاى شديد پائيزى ، مىآيد و ناپديد مىشود . دمل ، آن هم اغلب به تعداد صدها ، يكى از عواقب ناراحتكنندهء اين بيمارى است . ورم طحال ، آن هم مستقل از طول و شدت مرض ؛ يك تب كوتاه سبك مىتواند ورم طحال بسيار بزرگ يا ورمى كوچك كه تا ده سال تمام تكرار شود برجاى گذارد يا ابدا ورم طحال ايجاد نكند . در مورد بعضى ، بزرگى طحال بسرعت از بين مىرود ، و در مورد بعضى ديگر ممكن است ده تا بيست سال جا خوش كند . بعضى از كسانى كه به بزرگى طحال دچارند هيچ ناراحتى ديگرى سواى قدرى سوء هاضمه احساس نمىكنند ؛ اما هر سرماخوردگى بلافاصله به تب منجر مىشود . در ساحل درياى خزر تبلرز بيشتر به كبد صدمه مىرساند تا به طحال . و به همين دليل در آن ديار بيشتر ورم كبدى ديده مىشود تا ورم طحال . زردى و يرقان ، هرگاه در ابتداى تب پائيزى ظاهر شود با تجويز گنهگنه و داروهاى شستشوكننده به زودى از بين مىرود ؛ اما هرگاه اين علامت در دورهء پيشرفت بيمارى ظاهر شود مطلب بسيار قابل تأمل است زيرا ديگر اين نكته كنايهاى است از فساد و خرابى كبد . اسهال خونى ، و با آن هم به صورت همهجاگير و در ساحل خزر فساد خون ( اسقربوط ) ، همه با تب لرز توأم مىشود . از ديگر عواقب اين بيمارى كاستى قدرت بينائى ، شبكورى ، استسقا و در مورد جوانان بخصوص ولع براى بلعيدن خاكهاى زيانآور كه موجد صداهاى جلب توجهكننده در قلب و شريانهاست قابل ذكر است . دلتنگى براى خانه و كاشانه در ايران معمولا با تب متصل كاذب ظهور مىكند . همزمان با شيوع تبلرز در پائيز هيضه و ورم قرنيه هم ظاهر مىشود . اما هيچوقت در يك زمان با تب ، تيفوس يا ساير بيماريهاى ملتهب توأم
--> ( 51 ) . Hydroa